رواج اين رساله را ميتوان از كثرت نسخهها، تحريرها و ترجمههاي آن به زبانهاي محلي دريافت.
خصوصيت عمدهٴ رسالهٴ شارنگادارا تأكيد آن در زمينهٴ جنبهٴ شيميايي ادويهٴ مفرده بود. از اين نظر ميتوان آن را پيشاهنگ نهضت شيمي پزشكي دانست كه قرنها بعد، توسط پاراكلسوس در اروپاي مركزي آغاز شد. ولي حتماً پيش از زمان شارنگادارا هم اين امر در هند تازگي نداشت.
مطالعهٴ راسا (املاح جيوه) را ميتوان مربوط به قرنها پيش از او دانست، هرچند نامحقق بودن گاهشناسي هندي به ما امكان نميدهد تا وجود آن را در دورهٴ پيش از اسلام، اثبات كنيم. بدين ترتيب مسئلهٴ تقدم هند در اين زمينه بسيار مشكوك است. به خاطر داشته باشيم كه ديوسكوريدس بسياري از تركيبات شيميايي، ازجمله جيوه را ميشناخت. كوهونگ (نيمهٴ اول سدهٴ چهارم)، كيمياگر چيني شنگرف را ميشناخت و به احتمال زياد اين ماده در زمان سلسلهٴ هان، اگرنه پيش از آن، براي ساختن مركب به كار ميرفت. شنگرف به صورت طبيعي در چين يافت ميشود، ولي در هند نيست. (
¿ ج 1، ازجمله ص 260، 345، 358).
شارنگاداراي شيميدان ــ پزشك را نبايد با شاعري به همين نام اشتباه كرد كه در 1363، يكي از مهمترين مجموعه شعرهاي سانسكريتي را به نام
شارنگاداراپاداتي تأليف كرد.
ناراهاري1
پزشك و نحوي كشميري كه در اثناي سالهاي 1235 و 1250، واژهنامهٴ ادويهٴ مفرده به نام راجانيگانتو2 را تأليف كرد.
يه. چيني
چئن تزو ـ مينگ3
پزشك چيني كه در حدود 1237، در زمان سلسلهٴ سونگ، برآمد. او در آن سال رسالهاي دربارهٴ بيماريهاي زنان4 در هشت باب و 260 فصل نوشت. هر فصل دربارهٴ يكي از بيماريهاست و با دستورالعملي همراه است. رسالهٴ ديگر او5 دربارهٴ مهمترين علل و درمان بيماريهاي خارجي است.